ضرورت تدوين گفتمان ميراث فرهنگي در شوشتر
6 دی 85 ساعت 2:58«سنت دو نقش دارد؛ يكي تكيهگاه و ديگري زنجير. از طرفي هويت ميبخشد و استقرار ايجاد ميكند و از طرفي باري سنگين بر دوش ملت ميشود و حركتشان را كند ميكند.»
در زمينه توجه به ميراث فرهنگي و ميراث ملي كشورمان طي سالهاي اخير فراز و نشيب هاي بسياري را شاهد بوده ايم. سازماني به نام ميراث فرهنگي با قدرت مانور بسيار محدود، با ادغام دو سازمان گردشگري و صنايع دستي، به آرامي به يكي از تأثير گذاران عرصه هاي اقتصادي و فرهنگي كشور تبديل مي شود و مجموعه اختياراتش باعث تبديل آن به يك نهاد تصميم ساز مي شود. هرچند افزايش توانايي هاي سازمان ميراث فرهنگي(و….!)، موجب بهبود وضع آثار تاريخي در كشور خواهد شد، اما بي توجهي به روي ديگر سكه، در برخي موارد لطمات جبران ناپذيري به روند توسعه پايدار وارد خواهد ساخت. نگارنده اگرچه قادر است اين موضوع را در سطح ملي بررسي نمايد، اما ترجيحاً به بررسي مقوله ميراث فرهنگي در شوشتر بسنده مي كند.
شوشتر شهري كهن از ايران است كه با توجه به ويژگي هاي آن در بعد «آثار تاريخي» و «ميراث فرهنگي» مي توان آن را متمايز از تمام شهرهاي موجود در كشور و حتي جهان دانست.
براي درك بهتر، آثار تاريخي شوشتر را به پنج گروه تقسيم مي كنيم:
1) بناهاي آبي و نهرهاي مصنوعي كه رگهاي حيات شهرستان و شهر مي باشند، با اينكه داراي قدمتي زيادند اما بيشتر آنها فعال و در اقتصاد منطقه نقش ايفا مي كنند.
2) آثار مذهبي-تاريخي مانند مساجد و بقاع، كه شمارشان در شوشتر كم نيست و داراي ارزشهاي تاريخي متفاوتند.
3) بافت قديم شامل كوچه هاي پر پيچ و خم، ساباط ها و خانه هاي قديمي با سبك معماري سنتي كه در شوشتر كم تعداد نيستند و داراي قدمتي معادل دوره هاي صفويه و قاجاريه اند. (كه البته «شوادان» خانه ها قدمت بسيار بيشتري دارند)
4) محوطه هاي تاريخي، كه در جلگه كهن خوزستان كم تعداد نيستند. اين محوطه ها از نظر مكاني پراكنده اند، اما برخي از آنها كاملاً در مجاورت شهر قرار دارند.
5)بناها و آثار بسيار شاخص و در حد بين المللي مانند «مسجد جامع»، «پل-بند شادروان»، «بند ميزان» و «مجموعه آسيابها و آبشارها»(كه نامزد ثبت در فهرست آثار جهاني يونسكو است).
جالب است بدانيم كه آثار تاريخي در شوشتر آنقدر متراكم و زيادند كه خودشان در حريم يكديگر قرار دارند، چه رسد به ديگران! سازمان ميراث فرهنگي هم با ابزار و اختيارات خود از آثار تاريخي پاسداري مي كند و هرگونه تعرض به حريم آثار تاريخي با واكنش مواجه مي شود. اما اكنون در چنين شهري چگونه مي توان انتظار توسعه و تغييرات داشت؟
اگر به ميراث فرهنگي با عينك محدوديت بنگريم درخواهيم يافت كه زندگي(و توسعه) در شهر شوشتر امكانپذير نخواهد بود و بايد آن را از قيد محدوديت هاي توسعه رها ساخت. اما اگر از ديدگاه سنتي به قضيه بنگريم ناچاريم با وضع موجود كنار آمده و توسعه را ناديده بگيريم. يعني دو راه كاملاً متضاد پيش روي خواهيم داشت. البته بايد توجه كنيم كه اين معضل و دو راه به ظاهر متضاد، مختص به آثار تاريخي نيست، بلكه مي توان آن را يكي از زير مجموعه هاي بحث تقابل يا تعامل سنت و مدرنيته به شمار آورد.
بهرحال براي خارج ساختن بحث توسعه شوشتر از سردرگمي بايد يك تصميم تاريخي گرفته و سنت يا توسعه را برگزيد. اما بوضوح روشن است كه انتخاب هريك از دوگزينه ضررات جبران ناپذيري را تحميل خواهد كرد. يا بايد به باتلاق بحران هويت فرو رفت و يا بايد توسعه نيافتگي را تحمل نمود.
تنها راهي كه باقي مي ماند كنار آمدن با هردو مقوله از طريق تدوين «گفتمان ميراث فرهنگي» است. در اين گفتمان بايد حد و حدود ميراث فرهنگي و خط قرمزهاي آن را كاملاً واضح و روشن مشخص كرد.
(بطور مثال يكي از مواد اين گفتمان مي تواند تعيين تكليف بافت كهن شوشتر باشد: راه حل احتمالي اين خواهد بود كه يك محله قديمي توسط سازمان ميراث فرهنگي خريداري شده و احيا گردد. همچنين منازل، و بناهاي شاخص از نظر معماري سنتي شناسايي، تملك و احيا شوند. بقيه بافت قديم نيز طبق ضوابطي خاص نوسازي شده، و بافتهاي متفاوتي در آن پيش بيني شود. يعني بطور مثال يك بافت، فقط ساخت و سازهاي ويلايي و بافت ديگر تراكم. در بافتي از اجزا و طرحهاي سنتي براي ساخت و ساز استفاده شود و در بافتي ديگر، شيوه هاي روز دنيا.)
اميد است نهادهاي دولتي و غير دولتي با مشاركت فعالان، متخصصان و جامعه جوان شوشتر در اسرع وقت همايشي ترتيب داده و خط قرمزهاي آثار تاريخي را در شهري كه زندگي مردم آن با ميراث فرهنگي كاملاً آميخته است مشخص كنند.


